نظام ارتباطی، برنامه ریزی و توسعه در ایران ؛ ارائه یک چارچوب

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان یزد

چکیده

نظام ارتباطی، به عنوان ساز و کار الحاقی به برنامههای توسعه، به یک نیاز و البته راهبرد جدی برای تحقق اهداف برنامه، مبدل شده است. تجربة انتخاب نخستین سخنگوی لایحه بودجه 97 و شکلگیری امواج بیسابقه اجتماعی و رسانهای، در جریان تصویب برنامة ششم توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، نشان داد دشواری همراه ساختن افکار عمومی با اهداف مورد نظر برنامه، کمتر از دقت و حساسیت در تهیة محتوای برنامهها نیست؛ بیتوجهی به برقراری یک نظام ارتباطی صحیح با ذینفعان میتواند پذیرش عمومی و موفقیت هر برنامهای را تحت تأثیر قرار دهد. با توجه به تحول در نقش رسانهها، بهخصوص رسانههای نوظهور و تغییر مدلهای ارتباطی از عمودی به افقی و تعاملی، پیوند مدیریت راهبردی در موفقیت برنامههای توسعه، با تولید موافقت در افکار عمومی بیش از پیش آشکار شده است. این در حالی است که فقدان یک نظام ارتباطی و رسانهای، برای تبیین برنامههای توسعه، پروژهها و طرحهای ملی و فراگیر از آسیبهای جدی برای تغییر نگرشهای اجتماعی و همگرایی در این حوزه است. این مقاله میکوشد با بهکارگیری نظریههای ارتباطات جمعی و استفاده از روش تحلیلیـ توصیفی، دلایل بیتوجهی برنامهریزان به ساز و کارهای الحاقی رسانهای در برنامههای توسعة کشور را بیان کرده، با ارائة یک چارچوب عملی، جایگاه پیوست رسانهای را، در تغییر نگرش و همراهی عمومی، با برنامههای توسعهای تبیین کند. تعریف پیوست رسانهای و مراحل آن، اهمیت ارتباطات رسانهای، پیشینه و آسیبهای کنونی فقدان پیوست رسانهای در برنامههای توسعة کشور، ارائة مدلی برای الحاق پیوست رسانهای به برنامههای توسعه، توّلیگری و چگونگی ساز و کار اجرایی آن موضوعهای دیگری است که در این مقاله مورد توجه قرار میگیرد.

کلیدواژه‌ها