خیزش تبلیغات سیاسی در آمریکا /نوشتة :استنلی برن و دنیس دیویس/ترجمة حسین سرفراز

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

نیمه نخست قرن بیستم زمانة به شدت تکان دهنده‌ای محسوب می‌شود و در این ایام است که اصول اولیة دموکراسی آزموده می‌شود. قدرت رسانه‌های جمعی به واسطة استفادة تبلیغات گران سیاسی خودکامه در تغییر و واگشت عقاید میلیون‌ها تن به سمت و سوی افکار خود به اثبات می‌رسد. هر چند که تبلیغات گران سیاسی نازی و کمونیست از رسانه‌ها با کارآمدی صریح و آشکار بهره می‌بردند، اما مبنای قدرت‌شان بر مخاطبین انبوه چندان درک نمی‌شد. در این ایام و در آمریکا نخستین نظریه‌پردازان با ترکیب دو گفتمان رفتارگرایی و فرویدیسم بر این باور بودند که پیام‌های تبلیغات سیاسی همچون گلوله‌های جادویی به آسانی و فوری حتی در سخت‌ترین دیواره‌های دفاعی نفوذ می‌کنند. بعدها هارولد لسول و افرادی نظیر او بر این باور بودند که تبلیغات سیاسی معمولاً بر افراد به شیوه‌های تدریجی و ظریفی تأثیر می‌گذارد. والتر لیپمن از دیگر نظریه‌پردازان آمریکاست که شک و تردیدش نسبت به توانایی‌های متوسط مردم در ادارة خویش و کارمندان تنبل رسانه‌ها وی را به این نتیجه رسانید که تصاویر نقش بسته در اذهان مردم تهدیدی برای دموکراسی است. جان دیویی نیز نسبت به نظریات نخستین تبلیغات سیاسی واکنش نشان داد. وی با تکیه بر مفاهیم سنتی دموکراسی، مردم را در حقیقت خوب و عاقل می‌دانست و باور داشت مقابله با تبلیغات سیاسی را نه کنترل رسانه‌ها توسط نخبگان تکنوکرات، که آموزش بیشتر عموم میسر می‌کند. نظریة مدرن تبلیغات سیاسی که در نظریة انتقادی ریشه داست بیان می‌کند: گفتمان عمومی توسط نخبگان قدرتمند شکل گرفته و محدود گشته است تا در خدمت اهداف ایشان باشد. نمونه تبلیغات سیاسی مدرن، تبلیغات تجاری است که دو مقولة مصرف و سرمایه‌داری را سودمند می‌داند.

کلیدواژه‌ها