سینماپژوهی عصب‌شناسانه (عصب‌شناسی‌شناختی و مطالعات سینمایی)/ نوشته : یوری هانسون , اوهد لندزمن , باربارانمپمیر, ایگناچیو ولینس , ناواروبین , دیوید ج.هیگر ترجمه : سیاوش صلواتیان و سیدمحمدرضا سیدی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

این مقاله به توصیف روشی جدید برای ارزیابی تأثیر یک فیلم بر فعالیت مغزی تماشاگران می‌پردازد. در این روش، فعالیت مغز در خلال تماشای آزاد فیلم‌ها از طریق ” تصویربرداری کارکردی به شیوة تشدید مغناطیسی“ (Functional Magnetic Resonance Imaging)(اف‌ام‌آر‌آی) اندازه‌گیری می‌شود و به‌منظور ارزیابی شباهت‌ها در زمان پاسخ‌دهی و منطقة پاسخ‌دهنده مغز در بین مخاطبان هنگام تماشای فیلم از تحلیل ”همبستگی میان‌سوژه‌ای“ (Inter-subject Correlation)(آی‌اس‌سی) استفاده می‌شود. نتایج تحقیقات ما نشان می‌دهند که بعضی از فیلم‌ها می‌توانند به مقدار زیادی فعالیت مغزی و حرکات چشمی بینندگان را کنترل کنند. باوجوداین، یافته‌های فوق برای انواع مختلف محصولات متحرک تصویری مصداق ندارد و میزان کنترل فعالیت‌های مغزی بینندگان به‌تبع محتوا، تدوین و سبک کارگردانی فیلم متفاوت است. به نظر ما (آی‌اس‌سی) می‌تواند در حوزة مطالعات سینما به‌عنوان یک ابزار سنجش کمّی عصب‌شناختی، مفید واقع شود و از آن به‌منظور سنجش تأثیرات سبک‌های مختلف تولید فیلم بر مغز تماشاگران استفاده شود؛ (آی‌اس‌سی) همچنین می‌تواند روش ارزشمندی برای ارزیابی بهتر محصولات در صنعت فیلم‌سازی و سینما باشد. در نهایت ما به این نتیجه رسیده‌ایم که این روش با نزدیک‌کردن دو رشته کاملاً متفاوت و دور از هم عصب‌شناسی شناختی و مطالعات سینما می‌تواند دریچه‌ای به‌سوی یک فضای بین‌رشته‌ای جدید به نام ”سینماپژوهی عصب‌شناسانه“(Neurocinematic Study)باز کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Neurocinematics: The Neuroscience of Film

چکیده [English]

This article describes a new method for assessing the effect of a given film on viewers’ brain activity. Brain activity was measured using functional magnetic resonance imaging (fMRI) during free viewing of films, and inter-subject correlation analysis (ISC) was used to assess similarities in the spatiotemporal responses across viewers’ brains during movie watching. Our results demonstrate that some films can exert considerable control over brain activity and eye movements. However, this was not the case for all types of motion picture sequences, and the level of control over viewers’ brain activity differed as a function of movie content, editing, and directing style. We propose that ISC may be useful to film studies by providing a quantitative neuroscientific assessment of the impact of different styles of filmmaking on viewers’ brains, and a valuable method for the film industry to better assess its products. Finally, we suggest that this method brings together two separate and largely unrelated disciplines, cognitive neuroscience and film studies, and may open the way for a new interdisciplinary field of “neurocinematic” studies

کلیدواژه‌ها [English]

  • FMRI
  • inter-subject correlation
  • cognitive film theory
  • social neuro-science
  • cognitive control